Wednesday, January 30, 2008

موج، شوک، دروغ، دشمني
نگاه هفته - پنجشنبه 4 بهمن 1386 [2008.01.24]
مهرداد شيبانيm.shaibani@roozonline.com
ماه بهمن آغاز شد. ماهي که درآن "امام آمد". ماهي که در آن "انقلاب پيروز شد". ماهي که "رژيم ستمشاهي" رفت و ‏‏"نظام علوي" آمد. سيستم "شاهنشاهي" که ساواک داشت و مي کشت و گورستانها راآباد مي کرد و "نوکر اجنبي" بود ‏روانه "گورستان تاريخ" شد. "نظام مقدس جمهوري اسلامي" پا گرفت که ايران را "آباد کند"، "استقلال" بياورد و ‏‏"آزادي" را به جاي استبداد بنشاند. ‏
و دراين هفته اي که آغاز رسيدن به آستانه سي سالگي "انقلاب" است، موج و شوک ايران را در مي نوردد و به گفته ‏مصطفي تاج زاده که از کتيبه داريوش بزرگ ياري مي گيرد، دروغ و دشمني درجامعه بيداد مي کند. ‏
موج سوم سرما در راه است و انقلابي که مي خواست پرچم خود را بر فراز کاخ هاي سرخ و سفيد بيافرازد، وصاحب ‏يکي از بزرگترين منابع گازي جهان است، قادر نيست سوخت بخش مهمي از کشور را تامين کند. اما "اقتصاد مداحي" ‏روبراه است. روزنامه سرمايه که گزارش اين اقتصاد را مي دهد و ازفعاليت "300هزارمداح" در ايام عاشورا مي ‏نويسد، بلافاصله زيرتيغ گيوتين مي رود. نبايد لشگر پنهان "طالبان ايراني" زير ذره بين قرار بگيرند که بودجه آنها در ‏سال 1378 چندين برابر و در برخي عناوين از 600 درصد افزايش يافته است. ‏
مخالفت و حتي طرح موقعيت اين "ميوه چينان انقلاب" از نظر رئيس جمهور خدائي که اين هفته داشت مجلس را هم ‏دور مي زد و از "بالا" ترمزش را کشيدند "تحريف و ايجاد خفقان عليه دولت" تلقي مي شود. راه چاره هم اعدام است. ‏تقاضاي اعدام براي "سرمايه". اعدام "آريا" پيش ازاينکه روي ميز روزنامه فروش ها بيايد. اعدام در سلول هاي پنهان. ‏شکنجه تا حد مرگ ابراهيم لطف الهي درهمان روزهائي که بر اي امام حسين اشک مي ريزند و ترور نام و شخصيت ‏و حق ساده انتخاب کردن و انتخاب شدن. ‏
درست در روزهائي که دو جناح حکومت آمريکا که درآن "از آزادي خبري نيست" دارند، ايالت به ايالت و قدم به قدم ‏مي جنگند و با راي مردم "وزن کشي" سياسي مي کنند، يک جناح حکومت درايران که "آزادترين کشور دنياست" با ‏يک اشاره حذف مي شود. رئيس جمهور آمريکا گفته است که از اصلاح طلبان از قاهره تا تهران حمايت مي کند، و اين ‏شده است اتهام کساني که درتهران فرياد مي زنند از بوش و سياست هاي آمريکا متنفرند. اتهام در يک سخنراني به حکم ‏تبديل و بلافاصله توسط هيات هاي اجرايي، اجرايي مي شود. همه اصلاح طلبان درون حکومتي از ريز و درشت رد ‏صلاحيت مي شوند بجز اندک کساني از جناح شيخ مهدي کروبي که اخيرا به خودش "سرواصلاحات" لقب داده است. ‏اندکي که اگر درانتخابات انتصابي به مجلس هم راه بيابند براي جورکردن جنس است و حذف درمرحله بعدي "کودتاي ‏مخملي" که دارد قدم هاي آخر را بر مي دارد تا ايران هم مانند پاکستان و ترکيه عملا توسط نظاميان اداره شود. ‏
اصطلاح "کودتاي مخملي" هم به مصطفي تاج زاده تعلق دارد که مي گويد: "طرح «انقلاب مخملي» توسط اقتدارگراها ‏زمينه‌سازي به منظور انجام‏‎ ‎‏«كودتاي مخملي» توسط آنان است. يعني به جاي آوردن توپ و تانك به خيابان‌ها، مي‌كوشند ‏رقباي خود را ردصلاحيت كنند و اجازه شركت در انتخابات را به آنان ندهند و‎ ‎مجلس فرمايشي ديگري تشكيل دهند." و ‏به گفته محسن آرمين " مجلس بله قربان گو" را به عنوان زينت دموکراسي در اختيار داشته باشند. ‏
و آيت الله توسلي، رئيس دفتر آيت اله خميني در نجف و تهران نشاني اين عده را دقيق تر مي دهد: "انقلاب را بعد از ‏امام تحريف کردند، همانطور که بعد از پيامبر، اسلام را تحريف کردند. متاسفانه امروز مي‌بينيم عده‌اي كه روزگاري با ‏انقلاب نبودند و سرخوشي نداشتند، تئوريسين انقلاب شده‌اند. امروز کساني که هيچ نقشي در انقلاب و مبارزه نداشتند ‏تئوريسين و مدعي امام و انقلاب شده اند و مي گويند هدف از انقلاب جمهوري اسلامي نبود و با اين کار مردم و راي ‏آنها را ناديده مي گيرند."‏
و سخن هفته پيش دکتر ابراهيم يزدي را گسترش مي دهد که گفت: "آيت اله خميني « مدينه» با امام خميني « مکه» فرق ‏داشت". ‏
و دراين فضاي کودتائي که حتي از "عاشورا هم برداشت هاي شعاري و ماجراجويانه " رواج داده مي شود؛ شيخ مهدي ‏دلخوش به همان چند عضو رد صلاحيت نشده حزبش از مردم مي خواهد در انتخابات شرکت کنند. ‏
در پي نهضت آزادي به نظر مي آيد "جنبش مسلمانان مبارز، جبهه مشارکت، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و حتي ‏مجمع روحانيون مبارزهم در انتخاباتي که به نظر"كميته‌ى انتخابات آزاد، سالم و عادلانه" با "معيارهاى انتخابات آزاد، ‏تعارض جدى" دارد، امکان شرکت در انتخابات را نخواهند داشت. ‏
باين ترتيب در عمل وسيع ترين جبهه تحريم درتاريخ جمهوري اسلامي شکل خواهد گرفت و نيروهاي امنيتي ـ نظامي ‏مجلس را کاملا قبضه خواهند کرد. امري که به نوشته نامه سرگشاده سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي به "مقام معظم ‏رهبري" خواست جنگ طلبان آمريکاست. آنها: "براي توجيه سياست‌هاي خود به وجود يک رقيب افراطي و تند رو نياز ‏دارند."‏
موج هاي ديگري هم درخلوت وپنهان ايران سرما زده را در مي نوردد. اين هفته "موج جديد بازداشت دانشجويان" هم ‏گروهي رابه سياهچالهاي مخوف مي کشاند وگرفتار بند هاي پنهان امنيتي مي کند که به آخرين ابزار شکنجه مجهزند. ‏‏ درست 29 سال پيش درچنين ماهي بود که انقلاب درهاي زندان هاي مخوف رژيم گذشته را گشود و تازه ترين وسايل ‏شکنجه آن روز را به نمايش گذاشت. ‏
موج تحريم هاي بانکي هم اين هفته از اروپا به شرق رسيد. چين که سرانجام و بازهم با صدور قطعنامه جديد شوراي ‏امنيت موافقت کرد، فعاليت بانک هايش را با ايران محدود ساخت. بانک هاي بحرين هم با ايران قطع رابطه کردند. و ‏شوک بزرگ هم در راه است. انتظار مي رود که تا پايان ماه جاري مسيحي که کم و بيش باسي امين سالگردانقلاب ‏اسلامي همزمان است، شوراي امنيت سازمان ملل، قطعنامه جديد خود را صادرکند. ‏
سخنگوي وزارت خارجه آمريكاگفت: "استراتژي كلي ما استفاده از فشارهاي ديپلماتيك و‏‎ ‎تشديد تدريجي آن براي ‏واداشتن دولت ايران به تغيير رويه‌شان است."‏
روسيه که براي سومين بار در برابر چشمان جهانيان در حاليکه بايک دست دلار هاي ميلياردي را از "متحد طبيعي" ‏خود مي گرفت، با دست ديگر موافقت با تحريم را امضا کرد؛ و بلافاصله هم "پشتکي روسي" زد. ‏‏ ‏سرگئي لاوروف، وزير امور خارجه روسيه، ‌گفت: "من راضي هستم، در نهايت امر ما به متني دست يافتيم كه با پيش ‏نويس اوليه اي كه شركاي غربي ما در نظر گرفته بودند، بسيار متفاوت است."‏
برخي منابع خبري ـ از جمله سايت فارسي بي بي سي- کوشيدند قطعنامه را نرم معرفي کنند. اما سايت تابناک که به ‏فرماندهي محسن رضائي جانشين سايت بازتاب شده است، خبراز شوک جديدي داد:‏
‏"تحريم اقتصادى همه‌جانبه ايران محور اصلى اين قطعنامه را تشكيل مى‌دهد. از آنجا كه مقامات غربى قصد دارند اين ‏تحريم سوم، به مانند شوكى بر پيكيره اقتصاد ايران وارد آورند، نمى‌خواهند اين شيوه برخورد را تا پيش از تصويب ‏قطعنامه علنى نمايند. گسترش تحريم‌ها و كشاندن صنايع نفت و گاز كشور به اين سلسله از تحريم‌هاست كه در اين ‏زمينه، يكى از اهداف «۱+۵»، راهبردى نمودن اين اهداف است."‏
هفته اول بهمن ماه تمام مي شود. فاتحه بر پايان انقلاب با شادي پيروزي ن مي آميزد. "طالبان ايراني" آخرين گام هاي ‏کودتاي مخملي را بر مي دارند. استبدادي ديگر سلطه خود را کامل مي کند و بهمن به شوم ترين نام در تاريخ ايران بدل ‏مي گردد

No comments: