Friday, April 6, 2007

آن روح سرگردان

آن روح سرگردان شهرهای سنتی، همه بر محور یک مکان مقدس شکل گرفته‌اند. گرداگرد هرمکان مقدس نیز، بازار با سلسله مراتب خاصی حلقه زده است. عطر و ترمه و کتاب را کنار حرم می‌فروشند و هر چه از حریم مقدس حرم که دور می‌شوی، مشاغل کمتر لطیف و بنابراین کمتر مقدس حضور دارند. بیرون حریم بازار، خانه‌های مردم قرار دارد.شهرهای بزرگ و مهم‌تر از همه تهران، تابع این سلسله مراتب نیست. مکان از هیچ کانون مقدسی تبعیت نمی‌کند. اما برای ما در فضای مذهبی پیش از انقلاب، آن کانون مقدس همچنان وجود داشت، اگر چه در مکان خاصی استقرار نیافته بود و مثل یک روح سرگردان در جستجوی مکانی برای استقرار بود.شاید بتوان مضمون اساسی تنازعات سیاسی قبل از انقلاب را در نام نهادن به این روح مقدس و استقرار مکانی آن خلاصه کرد. شاه که تلاش داشت تعبیری عرفی از این کانون مقدس عرضه کند با بنای شهیاد در مکانی که امروز میدان آزادی نام دارد تلاش داشت خود این روح مقدس را مصادره کند و با خود به آن تجلی مکانی دهد والبته آن را به آرمان‌های این جهانی پیشرفت و توسعه توام کند. نیروهای چپ اعم از مذهبی و مارکسیست، کارخانه‌ها و فضاهای جنوب شهر را به کانون شهر بدل کرده‌ بودند و .....اما در این میان شاید نیروهای مذهبی نزدیک به نهادهای سنتی از همه موفق تر بودند. هر محله را با یک مسجد محوریت مقدس می‌بخشیدند. در سطح میانی اینهمه را فضاهایی مثل قم و مشهد محورت می بخشید و در یک تحلیل کلان، اینهمه در محور یک مکان مقدس در زمین یعنی خانه کعبه سامان پیدا می‌کرد. روایت نیرومندی بود که جهان را در بعد مکانی انسجام می داد. .خیلی برای نیروهای مذهبی دشوار نبود که از این محوریت منسجم مکانی، محوریت فردی و نهادی خاص را نتیجه بگیرند و آن را در یک جنبش اجتماعی کلان تجلی بخشند.اینک احساس می‌شود که آن روح مکانی شده دوباره سرگردان شده است. جمهوری اسلامی خود در اینکه آن روح را در کجا باید مکانی کند سرگردان است: مصلا یا برج میلاد؟ یکی هنوز در سودای گردآوردن همه چیز حول و حوش همان مکان مقدس آن جهانی است و دیگری در سودای عرفی کردن خانه آن روح سرگردان. اگرچه با اقداماتی نظیر انتقال نمایشگاه کتاب به مصلا، معنای آن مکان مقدس کمی آلوده به جهان عرفی می‌شود و شکل برج میلاد نیز چنان است که کمی آلوده به امر مقدس نمودار می شود. .گروه‌های دیگر نیز سوداهای گوناگون برای مکانی کردن خانه آن روح سرگردان دارند. یکی هنوز تلاش می‌کند رویای میدان شهیاد را زنده کند. یکی بر عنوان میدان آزادی تاکید دارد و آن را سمبل وضعیت مطلوب می انگارد. یکی هنوز به جنوب شهر و کارگران تکیه می‌کند. کسانی از هوس‌های کلان ملی سرباز زده‌اند و تلاش دارند آن روح سرگردان را در خانه‌های کوچک قومی و زبانی و جنسیتی جا دهند.هر چه شهرنشینی در ایران گسترش پیدا می‌کند، حس سرگردانی یک روح بر فراز شهر نیز افزایش پیدا می‌کند و تمایلی به مکانی کردن آن از جهات گوناگون وجود دارد. منازعه سیاسی در ایران معنایی جز رقابت برای خانه دادن این روح سرگردان ندارد. اینچنین است که شهر اینک در فضای منازعات قدرتی چند پاره می‌شود. بی آنکه چشم‌اندازی برای یکپارچه کردن آن حول یک مکان محوری وجود داشته باشد. در چنین شرایطی است که روح مردمانش نیز چند پاره است. گسیختگی شهر، به معنای گسیختگی ساکنان آن است.گسیختگی گاه اندوهناک است و گاه فرح بخش. شاید در یک کلام بتوان گفت در مقایسه با فضای سنتی نوعی آزادی اندوهناک است.روشنفکران پیش از انقلاب، همه در جستجوی به زمین نشاندن آن روح مقدس سرگردان بودند. اینک به تدریج همه از مکانی کردن آن ناامید می‌شوند. این ناامیدی راز جهان جدید است که گویی به تازگی در کالبد ما حلول کرده است. اگر چه آن را به سادگی برنمی‌تابیم.در جهان جدید گویا ناچار می‌شویم آن روج مقدس را تکه تکه کنیم و هر جزء آن را در مکانی آنهم به صورت موقت خانه دهیم. حقیقت ازلی و مقدس اینک به انبوه کالاهای یکبار مصرف بدل می‌شود.
نظام توتاليتر معماری خاص خود را دارد دائما حضور و قدرت خود را به شهروندان يادآوری ميکند.مثال بارز آن بناهای ساخته شده در زمان موسيليني درمرکز رم است.بناهای ساخته شده در زمان رضا شاه نيز اينگونه است.ستون های مرتفع و مستحکم روبنای سنگی و...در کشورهای اسکانديناوی اما پارلمان يا بناهای دولتی ساختمانهای هستند متناسب با بافت مرکز شهر در کنار رستوران ها قهوه خانه ها و کتاب فروشی ها .محلی برای اجتماعات سياسی در نظر گرفته شده و توريستها و شهروندان ميتوانند بر روی نيمکت های برابر پارلمان استراحت کنند اما در نظام توتاليتر بنای دولتی بايد مورد مرقبت امنيتی قرار گيرد
شهروندان تهديد دائمي هستند و بايد فاصله بين شهروندان و ابنيه حفظ شود.همينطور بنا دست نيافتنی و دارای عظمت است مثلا مناره های مصلای تهران که هميشه ديده ميشود اما امکان استفاده و بازديد از آن برای شهروندان وجود ندارد.

No comments: